دلم براي شيراز تنگ شده, اسمونش با تمام نامرديش اين 2-3 روز باريده و من نبودم !
دلم براي شيراز تنگ شده, عطر نرگس همه جا پر شده و من نيستم كه لبريز شم !
دلم براي شيراز تنگ شده, واسه تمام تمام شهرم, چه دورم ازش, چه دوره ازم !
این منم, نفرین شده از سالهای دور, تا به هراندازه که هستم , در ابدییتی فنا و نفرینی که بدان گرفتار امدم, به جرم گناهی کبیره در سرزمینی دور و شاید در سیاره ای دیگر , باشد که با این جسم زمینی تاوان پس دهم و در ظاهر واقعی خود حلول کنم وامرزیده شوم پاک بر گردم به انجا که باید...
یکشنبه، آذر ۰۸، ۱۳۸۸
یکشنبه، آبان ۲۴، ۱۳۸۸
پنجشنبه، آبان ۲۱، ۱۳۸۸
نيامدي ,رفت!
هميشه نا اميد بود و انتظار مي كشيد توي برگه هاي دفترش, قطار ميكشيد
عبور لحظه ها ,فضاي گنگ ايستگاه و باز صداي ساعتي كه, راس 6 هوار ميكشيد
براي رسم شكل رفتنش, 3 رنگ تيره داشت و هي از اين مدادهاي كهنه, كار ميكشيد
مسافرش, شبي كه جاده زير نور ماه مرد, شبي كه جغد هم درخت را به دار ميكشيد
رسيد و ديد روي سنگ مرمري نوشته اند كسي نا اميد بود و انتظار ميكشيد........
نميدونم از كي بود, فقط امضاي خودمو پايينش توي دفترم ,ساعت 5 بعد از ظهر يه روز زمستوني, تو سال 85 رو نشون ميده و مكانش هم كتابخونه دانشكده هست, اما ميدونم كه مال خودم نيست.
عبور لحظه ها ,فضاي گنگ ايستگاه و باز صداي ساعتي كه, راس 6 هوار ميكشيد
براي رسم شكل رفتنش, 3 رنگ تيره داشت و هي از اين مدادهاي كهنه, كار ميكشيد
مسافرش, شبي كه جاده زير نور ماه مرد, شبي كه جغد هم درخت را به دار ميكشيد
رسيد و ديد روي سنگ مرمري نوشته اند كسي نا اميد بود و انتظار ميكشيد........
نميدونم از كي بود, فقط امضاي خودمو پايينش توي دفترم ,ساعت 5 بعد از ظهر يه روز زمستوني, تو سال 85 رو نشون ميده و مكانش هم كتابخونه دانشكده هست, اما ميدونم كه مال خودم نيست.
سهشنبه، آبان ۱۹، ۱۳۸۸
نرگس شيرازي و صد حيف !
وقتي از كنار گلهاي نرگس شيرازي, كه كنار خيابون گذاشتن, ميگذرم ,يه نفس عميق ميكشم, مي ايستم, نگاهشون ميكنم, يه دستشون رو بر ميدارم ,حتي انتخاب نميكنم ,همين جوري يكي از بينشون ميكشم بيرون, با ظرافتي كه كمتر پيش ميياد داشته باشم ,نگاش ميكنم و با وجود حساسيت و الرژي به گلها ,اون دسته رو ميبرم جلوي بيني ,صورتم رو ميكنم لاي نرگسا, و تا اونجا كه ريه ام جا داره, هواي پر از عطرشونو ميدم داخل و مست ميشم ,مست عطرش, مست بو, مست زيباييش, تقريبا از جايي كه هستم كنده ميشم, دور ميشم ,پرواز ميكنم, توي يه روياي كوتاه سال پيش, من و نرگس و شيراز و مسافري عجيب! و خيلي زود ,من و شيراز تنها شديم! عمر مسافرم مثل عمر نرگس بود, خيلي كوتاه!
نرگس پاييزي شيرازي با عمر كوتاه, ولي باشكوهش, اين پاييز دوباره مهمان دستهاي منه, كنار كيفم ,توي جيبم, كنار ميز كامپيوتر, بالاي تخت ,روي ميز تحرير, و اگه يكم دست و دلبازتر باشم, روي ميز ناهارخوري, اپن اشپزخونه,.
امروزم, دوباره قدم زنان ,علم تا چمران رو به عشق گل فروشاي كنار خيابون پياده رفتم ,كنار اولي ايستادم ,نگاه كردم, كنار دومي ايستادم و بو كردم ,و از سومي يه دسته خريدم و غرق شدم توي عطرش ,رنگش, خاطره ش!
زد به سرم كه, يه جعبه بزرگ قرمز مستطيلي به ابعاد 30 *50 بگيرم, پرش كنم از اين نرگسا ,نرگساي شيرازي, يه روبان سفيد با توپاي قرمز, هم ببندم دورش و برم ترمينال باربري و واسش پست كنم, نميدونم سالم ميرسن يا نه, نميدونم وقتي بهش ميرسن همينجوري تازه و شادابن يا نه ,اما مطمينم عطر و بوشون رو از دست نميدن و ميتونه ازش لذت ببره !
اما حيف, حيف.....
حيف كه ادرسشو ندارم!!!!!!!!!!!!!!!!!
نرگس پاييزي شيرازي با عمر كوتاه, ولي باشكوهش, اين پاييز دوباره مهمان دستهاي منه, كنار كيفم ,توي جيبم, كنار ميز كامپيوتر, بالاي تخت ,روي ميز تحرير, و اگه يكم دست و دلبازتر باشم, روي ميز ناهارخوري, اپن اشپزخونه,.
امروزم, دوباره قدم زنان ,علم تا چمران رو به عشق گل فروشاي كنار خيابون پياده رفتم ,كنار اولي ايستادم ,نگاه كردم, كنار دومي ايستادم و بو كردم ,و از سومي يه دسته خريدم و غرق شدم توي عطرش ,رنگش, خاطره ش!
زد به سرم كه, يه جعبه بزرگ قرمز مستطيلي به ابعاد 30 *50 بگيرم, پرش كنم از اين نرگسا ,نرگساي شيرازي, يه روبان سفيد با توپاي قرمز, هم ببندم دورش و برم ترمينال باربري و واسش پست كنم, نميدونم سالم ميرسن يا نه, نميدونم وقتي بهش ميرسن همينجوري تازه و شادابن يا نه ,اما مطمينم عطر و بوشون رو از دست نميدن و ميتونه ازش لذت ببره !
اما حيف, حيف.....
حيف كه ادرسشو ندارم!!!!!!!!!!!!!!!!!
انتي ويروسم قويه!
يكي دو هفته هست كه دارم فكر مي كنم اخرين باري كه مريض شدم كي بود ؟! اخرين باري كه اونقدر مريض شدم كه بيفتم تو خونه؟ اخرين باري كه زار و نزار بودم از نظر جسمي ؟ اخرين باري كه مثلا انفلانزا گرفتم, يا مسموميت غذايي شديد, يا هر چيزي كه بشه بگم مريض بودم و تو رخت خواب موندم؟
نه, يادم نمي ياد,! واقعا يادم نمي ياد! يعني يادم ميادا, ولي مال 11 سال پيش هست, كه اوريون گرفتم 1, هفته استراحت داشتم و 2 روزش رو واقعا نمي تونستم از تخت پايين بيام,! اما بعدش.......مگه ميشه يعني من 11 سال هست كه مريض نشدم؟ سرماي سخت نخوردم؟ تو جا نيوفتادم ؟خونه نشين نشدم؟
يعني من از نظر بدني قوي شدم ؟ يا ويروسا ضعيف شدن؟
نه بي خيال اينا. مهم نيست. كه دليلش چي بوده. عمق فاجعه اينه كه. من 11 سال مريض نشدم! اخه به منم ميشه بگي ادم !نه..... به خدا ادم كه نيستم, از سنگم سنگ!!!
نه, يادم نمي ياد,! واقعا يادم نمي ياد! يعني يادم ميادا, ولي مال 11 سال پيش هست, كه اوريون گرفتم 1, هفته استراحت داشتم و 2 روزش رو واقعا نمي تونستم از تخت پايين بيام,! اما بعدش.......مگه ميشه يعني من 11 سال هست كه مريض نشدم؟ سرماي سخت نخوردم؟ تو جا نيوفتادم ؟خونه نشين نشدم؟
يعني من از نظر بدني قوي شدم ؟ يا ويروسا ضعيف شدن؟
نه بي خيال اينا. مهم نيست. كه دليلش چي بوده. عمق فاجعه اينه كه. من 11 سال مريض نشدم! اخه به منم ميشه بگي ادم !نه..... به خدا ادم كه نيستم, از سنگم سنگ!!!
شنبه، آبان ۰۹، ۱۳۸۸
دوستي هاي 15 ساله
11 سال پيش جمع 11 نفري ما از بزرگ به كوچيك مريم.ع., ليلا, زهرا, ويدا, خودم ,الهام ,عاطفه, مريم.ل, حميرا ,شادي ,فاطمه, دبيرستان سميه!!!
يه هديه كوچيك ,7/7/77 از 3 تا از اين دوستان گرفتم كه هنوزم دارمش!
ديروز 8/8/88 ,خيلي دلم ميخواست هر 11 تامون دور هم جمع باشيم, اما نشد, من احمق فكر ميكردم يك ماه ديگه وقت دارم, حساب روزا از دستم در رفته بود, تاريخ رو فراموش كرده بودم و ديروز ساعت 6 عصر فهميدم كه مي خواستم دعوتتون كنم, بيايين خونمون بگيم و بخنديم و جاي الهام كه ايران نيستش و ويدا كه شده نيما و از تو جمعمون رفته رو, خالي كنيم! من و شادي و فاطمه و مريم.ل ,بخنديم به شما كه ازدواج كردين و يه بچه هم دارين و شما بخندين به ما كه هنوز جقله هستيم و خونه باباهامون زندگي ميكنيم
حيف فقط يه اس ام اس دادم به 8 تاتون و 7 تا جواب خوشكل گرفتم (اخه حميرا گوشيش خاموش بود ) شما بهترين دوستاي, بهترين دوران ,زندگي من بودين و هستين! اگر زنده بودم كه خونه خودم, اگه نبودم بيايين سر قبرم 9/9/99
يه هديه كوچيك ,7/7/77 از 3 تا از اين دوستان گرفتم كه هنوزم دارمش!
ديروز 8/8/88 ,خيلي دلم ميخواست هر 11 تامون دور هم جمع باشيم, اما نشد, من احمق فكر ميكردم يك ماه ديگه وقت دارم, حساب روزا از دستم در رفته بود, تاريخ رو فراموش كرده بودم و ديروز ساعت 6 عصر فهميدم كه مي خواستم دعوتتون كنم, بيايين خونمون بگيم و بخنديم و جاي الهام كه ايران نيستش و ويدا كه شده نيما و از تو جمعمون رفته رو, خالي كنيم! من و شادي و فاطمه و مريم.ل ,بخنديم به شما كه ازدواج كردين و يه بچه هم دارين و شما بخندين به ما كه هنوز جقله هستيم و خونه باباهامون زندگي ميكنيم
حيف فقط يه اس ام اس دادم به 8 تاتون و 7 تا جواب خوشكل گرفتم (اخه حميرا گوشيش خاموش بود ) شما بهترين دوستاي, بهترين دوران ,زندگي من بودين و هستين! اگر زنده بودم كه خونه خودم, اگه نبودم بيايين سر قبرم 9/9/99
پنجشنبه، آبان ۰۷، ۱۳۸۸
كسي دعوتت نكرده, ناراحتي ميتوني بري!
نميشه كه ادما رو ول كنيم, بريم ,بعد از چند ماه يا سال برگرديم و انتظار داشته باشيم هموني باشن كه بودن, نميشه بعد از كلي وقت بي خبري, در تماس و در ارتباط نبودن, بگيم تو چقدر تغيير كردي, بگيم ,حس ميكنم اصلا نميشناسمت, بگيم چه اخلاقايي پيدا كردي, چه كارايي ميكني, چه رفتاراي جديد يا متفاوتي داري, اصلا نميشه توقع داشته باشيم كه يكي درست مثل چند ماه پيشش باشه, شايدم باشن ادمايي كه در طول چند ماه و سال هيچ فرقي نكردن, ولي خوب اونا درجا زدن ,احتمالا شايدم زندگي نكردن, خودشون رو توي فريزر گذاشتن, يخ زدن تا بي تغيير بمونن ,واسه بازگشتمون, كه در بيان يخشون رو اب كنيم و تازه شن ! ولي خيلي ها اينجوري نيستن, هر روز يه تجربه جديد دارن, كه روي طرز فكر, ايده, رفتار و كردارشون تاثير ميزاره و باعث تغييرشون ميشه و خوب طبيعتا بعد ناپديد شدن و بازگشت مجددمون, با يه حجم وسيع, از يه ادم جديد, روبرو ميشيم ,البته درسته, هم به ميزان غيبت ما بستگي داره, هم به اون ادم, يعني گاهي تغييرات جزيي هست ,گاهي كلي, گاهي هم كن ف يكوني, ولي هر كودوم باشه جاي گلگي نداره!
اگه يكي رو ول كردي و رفتي, هيچ تضميني واسه حتي بودنش ,دوباره ديدنش نيست ,اگه بودش, اگه ديديش, اگه باهاش هم كلام شدي ,هم راه شدي, هم مسير شدي, شايد بايد فكر كني, يه ادم جديده, بايد دوباره كشفش كني, بايد بشناسيش يا گاهي شايد فقط لازم باشه تغييرات رو پيدا كني, اما مقايسه اصلا! اشتباه هست اگه هي برگردي به روزاي قبل از رفتنت, ادم قبل از رفتنت !و اشتباه بزرگتر اينه كه بخواي قضاوتش كني, بخواي هي بهش بگي اه اين عوض شدنه بد بوده ,اين تغييره, به عقب رفتن بوده نه پيشرفت ,بگي من اون رفتار, اون برخورد, اون تكه كلام, اون نگاه, اون ديد ,اون بيان, اون خنده, اون گريه, اون تيپ ,اون لباسا ,اون راه رفتن, اون, اون ,اون ........ رو بيشتر دوست داشتم !!!
اين ول كردن و رفتن, دوباره برگشتن و شاكي بودن و توقع داشتن گاهي ادمو وا ميداره بگه خر ما از كره گي دم نداشت !تو رو به خير و مارو به سلامت خوش اومدي !
اگه يكي رو ول كردي و رفتي, هيچ تضميني واسه حتي بودنش ,دوباره ديدنش نيست ,اگه بودش, اگه ديديش, اگه باهاش هم كلام شدي ,هم راه شدي, هم مسير شدي, شايد بايد فكر كني, يه ادم جديده, بايد دوباره كشفش كني, بايد بشناسيش يا گاهي شايد فقط لازم باشه تغييرات رو پيدا كني, اما مقايسه اصلا! اشتباه هست اگه هي برگردي به روزاي قبل از رفتنت, ادم قبل از رفتنت !و اشتباه بزرگتر اينه كه بخواي قضاوتش كني, بخواي هي بهش بگي اه اين عوض شدنه بد بوده ,اين تغييره, به عقب رفتن بوده نه پيشرفت ,بگي من اون رفتار, اون برخورد, اون تكه كلام, اون نگاه, اون ديد ,اون بيان, اون خنده, اون گريه, اون تيپ ,اون لباسا ,اون راه رفتن, اون, اون ,اون ........ رو بيشتر دوست داشتم !!!
اين ول كردن و رفتن, دوباره برگشتن و شاكي بودن و توقع داشتن گاهي ادمو وا ميداره بگه خر ما از كره گي دم نداشت !تو رو به خير و مارو به سلامت خوش اومدي !
اشتراک در:
پستها (Atom)