این منم, نفرین شده از سالهای دور, تا به هراندازه که هستم , در ابدییتی فنا و نفرینی که بدان گرفتار امدم, به جرم گناهی کبیره در سرزمینی دور و شاید در سیاره ای دیگر , باشد که با این جسم زمینی تاوان پس دهم و در ظاهر واقعی خود حلول کنم وامرزیده شوم پاک بر گردم به انجا که باید...
یکشنبه، آذر ۰۸، ۱۳۸۸
.....
دلم براي شيراز تنگ شده, اسمونش با تمام نامرديش اين 2-3 روز باريده و من نبودم ! دلم براي شيراز تنگ شده, عطر نرگس همه جا پر شده و من نيستم كه لبريز شم ! دلم براي شيراز تنگ شده, واسه تمام تمام شهرم, چه دورم ازش, چه دوره ازم !
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر